دعا و مناجات

ABN Bahá'í News :

گفتگو با خداوند

حضرت عبدالبهاء می فرماید، «مناجات»، «گفتگو» با خداوند است. خداوند به جهت شناساندن رأی و ارادۀ خویش به نوع بشر می بایست با ما به زبانی سخن بگوید که قادر به درک آن باشیم. این کار را خداوند از طریق هدایات مظاهر ظهور، یعنی پیامبران، انجام می دهد. تا زمانی که مظاهر ظهور خداوند در قید حیات هستند، به صورت مستقیم با مردمان سخن می گویند و پیام خدا را به آنها ابلاغ نمایند و پس از درگذشت ایشان نیز پیام شان از طریق سخنان ثبت شده و نوشته های ایشان به گوش مردمان خواهد رسید. اما این تنها راهی نیست که به واسطه آن خداوند با افرادی که قلب شان به دنبال کشف حقیقت است، هر جا و از هر بوم و نژادی که باشند یا به هر زبانی که حرف بزنند، می تواند ارتباط برقرار نماید و الهام بخش آنان باشد. مظهر ظهور الهی پس از ترک دنیای مادی به وسیله این زبان به گفتگوی خود با مؤمنان ادامه می دهد. حضرت عبدالبهاء بسیار دربارۀ این زبان روحانی سخن می گوید. برای مثال می فرماید:

Subscribe to our YouTube TV channel from here اشترك في قناتنا التليفزيونية على YouTube TV من هنا در اینجا در کانال تلویزیونی YouTube TV ما مشترک شوید

«ما باید به لسان ملکوتی صحبت بداریم یعنی به لسان روح زیرا یک لسان روح و قلب وجود دارد که با لسان عادی ما فرق بی‌منتهی دارد . و فرق میان این دو مانند فرقی است که بین زبان ماست با زبان حیوان که فقط بانگ و غریو است. امّا لسانی که انسان با حقّ همراز و به راز و نیاز دمساز می گردد زبان روح است. و هر وقت ما در حین مناجات از قیود عالم ناسوت آزاد شده توجّه به حقّ کنیم گوئی در آن حین ندای الهی را در قلب می‌شنویم بدون الفاظ صحبت می کنیم مخابره می‌نمائیم گفتگو با خدا می‌کنیم و جواب می‌شنویم … جمیع ما چون به چنین حالت روحانی واصل گردیم ندای الهی را استماع کنیم.» [2]

حضرت بهاءالله اعلان فرمود که حقایق متعالی روحانی تنها به واسطۀ این زبان روحانی می تواند منتقل گردد. کلمات نوشته یا بیان شده کافی نیستند. حضرت بهاءالله در یکی از آثار عرفانی خود به نام «هفت وادی»، مراحل تحقیق و رشد روحانی را توصیف می فرماید و در تشریح مراحل پیشرفته تر این سفر روحانی می فرماید:

«زبان در تفصیل این سه وادی عاجز است و بیان بغایت قاصر قلم در این عرصه قدم نگذارد و مداد جز سواد ثمر نیآرد…

شرح حال عارفان دل بدل تواند گفت این نه شیوه قاصد و این نه حدّ مکتوبست».

حالت دعا

به جهت رسیدن به حالت روحانی که در آن گفتگو با خداوند امکان پذیر می گردد، حضرت عبدالبهاء می فرماید که با انقطاع از همه چیز و همه کس و با توجه صرف به خدا می توانیم به این حالت برسیم:

«باید جهد کنیم تا به مقامی رسیم که منقطعاً عن کلّ الاشیاء و من فی العالم بخداوند وحده توجّه نمائیم. در این مقام سالک را همّت لازم تا به آن مقام فائز شود باید کوشش نماید و جهد کند. حصول این رتبه بعدم تعلّق

و اعتنا بامور جسمانی و شدّت تمسّک و اهتمام بامور روحانیه است. هر قدر از یکی بیشتر دوری کنیم بدیگری بیشتر نزدیک شویم فلنختر لانفسنا ما نشاء. پس باید چشم بصیرت گشود و با ادراکی روحانی علامات و امارات و آثار روح الهیه را در هر شیئی مشاهده کرد زیرا هر شیئی از تجلّی آن روح حکایت کند.» [3]

حضرت بهاءاللّه فرمود: «شخص مجاهد… باید… در اسحار به اذکار مشغول شود و به تمام همّت و اقتدار در طلب آن نگار کوشد. غفلت را به نار حبّ و ذکر بسوزاند…» [4]

حضرت عبدالبهاء نیز می فرماید:

«این نفس ناطقه کاشف اسرار کائناتست ولی اگر از روح مدد گیرد و از روح استفاضه کند و الّا اگر مدد از روح بنفس نرسد آنهم مثال سائر حیواناتست چه مغلوب شهواتست.» [5]

حضرت بهاءالله در جایی دیگر می فرماید:

«قل خلّصوا انفسکم یا قوم ثمّ طهّروها عن التّوجّه الی غیری و بذکری یطهّر کلّ شیء ان انتم من العارفین… ان اقرء یا عبد ما وصل الیک من آثار اللّه بربوات المقرّبین لتستجذب بها نفسک و تستجذب من نغماتک افئدة الخلائق اجمعین و من یقرء آیات اللّه فی بیته وحده لینشر نفحاتها الملائکة النّاشرات اِلی کلّ الجهات و ینقلب بها کلّ نفس سلیم». [6]

دعا و مناجات: زبان عشق

در جواب سوال فردی که پرسیده بودند آیا دعا و مناجات لازم است وقتی مسلّم است خداوند خواسته های همۀ قلب ها را می داند، حضرت عبدالبهاء پاسخ فرمود:

«اگر دوستی بدیگری محبّت دارد طبیعی است که آرزویش اظهار آن محبّت است و با آنکه میداند دوستش از محبّت او آگاه است با وجود این میل دارد احساسات خویش را بیان کند … البتّه خدا از آرزوهای قلوب خبیر و علیم است ولی عواطفی که انسان را بمناجات با حقّ دلالت میکند از مقتضیات طبیعت است و ناشی از محبّت انسان است بخداوند…

مناجات الزاماً محتاج به الفاظ نیست بلکه منوط بفکر و حالت است . اگر چنین شوق و علاقه‌ای مفقود باشد جبر و عنف لزومی ندارد مجرّد کلمات بدون معنی حکمی ندارد. اگر شخصی صحبتی را از روی تکلیف بدون میل با شما بدارد و از ملاقات با شما خشنود نباشد آیا میل میکنی با او صحبت بداری؟»

حضرت عبدالبهاء در خطابۀ دیگری فرمود:

«وقتی که انسان بمناجات می‌پردازد باید قصدش صرفاً بخاطر محبّتی باشد که بخدا دارد نه از جهت خوف از او یا ترس از نار جهنّم و نه بامید نعیم و جنّت… وقتی که انسان مفتون حبّ دیگری گردد ممکن نیست از

ذکر معشوقش سکون اختیار کند. پس چقدر دشوارتر است که انسانی مفتون خدا باشد و از ذکر او دم فروبندد… شخص روحانی بهیچ چیز مسرّت نیابد مگر بذکر الهی.» [7]

دعا و مناجات، فرض و واجب

خواندن دعا و مناجات و تأمّل در آثار مقدسه به صراحت بر بهائیان فرض شده است. حضرت بهاءالله در کتاب اقدس (کتاب احکام و قوانین بهائی) می فرماید:

«اتلوا ایات اللّه فی کلّ صباح و مسآء انّ الّذی لم یتل لم یوف بعهد اللّه و میثاقه و الّذی اعرض عنها الیوم انّه ممّن اعرض عن اللّه فی ازل الازال اتّقنّ اللّه یا عبادی کلّکم اجمعون * لا تغرّنّکم کثرة القرآئة و الاعمال فی اللّیل و النّهار لو یقرء احد ایة من الایات بالرّوح و الرّیحان خیر له من ان یتلو بالکسالة صحف اللّه المهیمن القیوم * اتلوا ایات اللّه علی قدر لا تأخذکم الکسالة و الاحزان لا تحملوا علی الارواح ما یکسلها و یثقلها بل یخفّها لتطیر باجنحة الایات الی مطلع البینات هذا اقرب الی اللّه لو انتم تعقلون» [8]

حضرت عبدالبهاء در پاسخ به نگارنده ای می فرماید: «ای عزیز روحانی … بدان که نماز فرض است و واجب و بهیچ عذری انسان معاف از صلاة نشود مگر عاجز باشد یا خود محذور کلّی واقع گردد».

نگارندۀ دیگری پرسید: «دعا و مناجات برای چه؟ حکمت آن چیست وقتی خدا همه چیز را برقرار ساخته و همۀ امور را به بهترین نحو به اجرا درمی آورد – پس حکمت تضرّع و مناجات و اظهار خواسته های مان و کمک خواستن چیست؟»

حضرت عبدالبهاء پاسخ فرمود:

«اعلمی انّ شأن الضّعیف ان یبتهل الی القوی و یلیق للمستفیض ان یتضرّع الی الفیاض الجلیل. و اذا ناجی ربّه و توجّه الیه و استفاض من بحره فنفس هذا التّضرّع نور لقلبه و جلاء لبصره و حیاة لروحه و علوّ لکینونته. فلذلک انظری عند مناجاتک الی اللّه و تلاوتک (اسمک شفائی) کیف یهتّز قلبک و یترنّح روحک من روح محبّة اللّه و ینجذب فؤادک الی ملکوت اللّه. فبهذه الانجذابات تزداد السّعة و الاستعداد. و اذا اتّسع الاناء زاد الماء واذا زاد العطش عذب فی ذوق الانسان فیض الغمام. هذا سرّ المناجاة و حکمة طلب الحاجات». [9]

حضرت بهاءالله علاوه بر نزول مجموعۀ گسترده ای از ادعیه و مناجات مربوط به همۀ جوانب زندگی، سه نماز روزانه و ضروری نازل فرموده است. فرد مؤمن آزاد است هرکدام از این سه نماز را انتخاب کند، ولی باید حتماً یکی از آنها را به نحوی که حضرت بهاءالله فرموده، تلاوت نماید.

با این حال دعا و مناجات در آئین بهائی به تلاوت شکل های توصیه شده محدود نیست، گرچه اینها بسیار اهمیت دارند. حضرت بهاءالله تعلیم می فرماید که تمام زندگی فرد باید همچون دعا باشد، که کاری که با روح راستی انجام شود عبادت است، که هر فکر و گفتار و کرداری که وقف شکوه خدا و خیر همنوعان شود، به مفهوم حقیقی کلمه، دعا و عبادت است.

نماز جماعت

نمازهایی که حضرت بهاءالله به عنوان نماز روزانه برای بهائیان واجب فرموده، باید به صورت خصوصی تلاوت شود. تنها در مورد نماز میت، آن حضرت دستور نماز جماعت داده و تنها لازمۀ آن چنان است که فرد مؤمنی که آن را با صدای بلند تلاوت می کند و همۀ حضّار باید ایستاده باشند. این عمل با حالتی که در دیانت اسلام وجود دارد که همۀ مؤمنان در صف هایی پشت سر یک روحانی می ایستند و روحانی نماز را هدایت می کند، تفاوت دارد و در دیانت بهائی این کار ممنوع است.

این احکام که با تعلیم حضرت بهاءالله مبنی بر لغو شغل روحانی مطابقت دارد، به این معنا نیست که آن حضرت هیچ ارزشی برای جلسات دعا قائل نیست. دربارۀ ارزش جمع شدن برای دعا و مناجات، حضرت عبدالبهاء فرمود:

«انسان ممکن است بگوید هر وقت میل داشته باشم بدعا میپردازم وقتی که احساسات قلبیه‌ام را منجذب الی اللّه یابم خواه در بیابان خواه در شهر یا در هر کجا باشم چه لزومی دارد بجائی بروم که دیگران در روز مخصوص و ساعت معین مجتمعند تا متّفقاً با آن نفوس بدعا بپردازم در صورتیکه شاید حالت روحی آماده برای دعا و مناجات نداشته باشم. این طرز فکر خیالی باطل است زیرا هر جا جماعتی مجتمعند قوّتشان بیشتر است افراد سپاه اگر تنها و منفرداً بجنگند هرگز قوّهء یک لشکر متّحد را ندارند. پس اگر در این جنگ روحانی همهء افراد لشکر متّحد شوند آنوقت عواطف روحانی متّحدهء آنها معین یکدیگر بوده و ادعیه‌شان مقبول میشود.» [10]

دعا و قانون طبیعی

برای بسیاری از مردم باور کردن تأثیر دعا و مناجات مشکل است زیرا فکر می کنند اجابت دعا به گونه ای با قوانین طبیعت تداخل تصادفی دارد. شاید مثالی در روشن کردن این نکته کمک کند. اگر آهن­ربایی بالای براده های آهن گرفته شود، براده ها به سمت بالا حرکت خواهند کرد و به آهن­ربا خواهند چسبید، اما این هیچ تداخلی با قانون جاذبه ندارد. نیوری جاذبه درست مثل قبل بر براده ها اعمال اثر می کند. آنچه رخ داده آن است که نیرویی برتر وارد ماجرا شده است – نیرویی دیگر که عمل آن به اندازۀ جاذبه منظم و قابل حساب کردن است. نگرش بهائیان آن است که نماز نیروهای والاتری را به کار می اندازد که تا کنون به نسبت ناشناخته هستند؛ ولی به نظر هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم باور کنیم این نیروها در عمل تصادفی تر از نیروهای فیزیکی هستند.

مشکل دیگری که عده ای آن را پیچیده می انگارند آن است که نیروی دعا و نماز به مراتب ضعیف تر از آن به نظر می رسد که بتواند نتایج بزرگی که اغلب ادعا می شود، به بار آورد. تمثیل در توضیح این مشکل نیز ممکن است کمک کند. نیرویی کوچک، وقتی به دریچۀ یک مخزن آب اعمال شود، می تواند جریان بزرگی از قدرت آب را آزاد و تنظیم کند، یا وقتی به دنده فرمان یک اقیانوس­پیما وارد آید، می تواند مسیر شناور بزرگ را کنترل کند. در نگرش آئین بهائی، قدرتی که دعا را اجابت می کند، نیروی خستگی ناپذیر الهی است. نقش فرد دعا کننده تنها اعمال نیروی ضعیفی است که برای آزاد کردن جریان یا تعیین مسیر موهبت ملکوتی لازم است، موهبتی که همواره حاضر است در خدمت کسانی باشد که آموخته اند چطور به آن توسّل جویند.

مناجات های بهائی

حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء مناجات های بی شماری برای استفادۀ پیروان شان در زمان های گوناگون و برای منظورهای مختلف نازل فرموده اند. عظمت مضمون و عمق روحانیتی که در این بیانات ظاهر شده، باید هر محقّق فکوری را تحت تأثیر قرار دهد، ولی تنها وقتی که استفاده از آنها بخش منظم و مهم زندگی روزانۀ فرد شود، اهمیت آنها را می توان کاملاً درک نمود و نیروی شان را برای همیشه شناخت. چند مورد از این مناجات ها در زیر می آید:

«ای ربّ فاجعل رزقی جمالک و شرابی وصالک و املی رضائک و عملی ثنائک و انیسی ذکرک و معینی سلطانک و مستقرّی مقرّک و وطنی مقام الّذی جعلته مقدّساً عن حدودات المحتجبین انّک انت العزیز المهیمن القیوم» – از حضرت بهاءالله

«طوبی لمحلٍّ و لبیتٍ و لمقامٍ و لمدینةٍ و لقلبٍ و لجبلٍ و لکهفٍ و لغارٍ و لاودیةٍ و لبرٍّ و لبحرٍ و لجزیرةٍ و لِدسکرةٍ ارتفع فیها ذکر اللّه و ثنائه» – از حضرت بهاءالله

«قلباً طاهراً فاخلق فی یا الهی * سرّاً ساکناً جدّد فی یا منائی و بروح القوّة ثبّتنی علی أمرک یا محبوبی و بنور العظمة فاشهدنی علی صراطک یا رجائی و بسلطان الرّفعة الی سماء قدسک عرّجنی یا أوّلی و بأریاح الصّمدیة فابهجنی یا آخری و بنغمات الازلیة فاسترحنی یا مؤنسی و بغناء طلعتک القدیمة نجّنی عن دونک یا سیدی و بظهور کینونتک الدّائمة بشّرنی یا ظاهر فوق ظاهری و الباطن دون باطنی» – از حضرت بهاءالله

«یا الهی اسمک شفائی و ذکرک دوائی و قربک رجائی و حبّک مؤنسی و رحمتک طبیبی و معینی فی الدّنیا و الآخرة و انّک انت المعطی العلیم الحکیم» – از حضرت بهاءالله

«الهی الهی اجمع قلوب احبّائک علی الاتّحاد و اظهر لهم عنایتک العظمی و اجعلهم یتّبعون اوامرک و یحفظون شریعتک اعنهم یا الهی فی سعیهم وهب لهم من لدنک قوّة علی خدمة امرک و لاتترکهم یا الهی لانفسهم انر لهم خطواتهم بنور معرفتک و اشرح صدورهم بمحبّتک انّک انت الههم و معینهم» – از حضرت بهاءالله

«الها معبودا عبادت را از ثمرۀ وجود محروم منما و از بحر جودت قسمت عطا فرما. تویی مقتدری که قوّت عالم قوّتت را ضعیف ننمود و شوکت امرای ارض، تو را از مشیّتت باز نداشت. از تو می طلبم فضل قدیمت را و عنایت جدیدت را. تویی فضّال و تویی غفّار و تویی بخشنده و توانا.» – از حضرت بهاءالله

«بارخدایا پروردگارا ضعیفیم و به فضلت امیدواریم، به حبل کردمت متمسّکیم و به اذیال رداء جودت متشبّث، ما را به خود وامگذار. ای قوی دست ضعیفان را بگیر و از غرقاب ظنون و هوی نجات بخش. توئی معین و توئی مقتدر، مائیم درمانده و مائیم ضعیف. روح را بی عنایتت روحی نه و جان را بی بخششت اثری نه. ای کریم اعمال نالایقه را به طراز قبول مزیّن فرما و اقوال ناشایسته را به حکمت ستر نما. جز تو نداریم و جز تو نخواهیم. ما را در پناه عصمت مأوی ده و در ظلّ قباب عظمت مسکن عطا فرما. جز تو حافظی نداریم، به باب فضلت متوجّه ایم و بدایع رحمتت را منتظر، آن کن که لایق بزرگی تو است و سزاوار جود و کرم تو. لا اله الّا انت الغفور الکریم» – از حضرت بهاءالله

«الهی الهی، اولیای خود را حفظ فرما. تویی آن کریمی که عفوت عالم را احاطه نموده. بر عبادت رحم فرما و تأیید نما بر اعمال و اخلاق و اقوالی که لایق ایّام تو است. به یک کلمۀ علیا بحر بخششت موّاج و به یک اشراق نیّر امر آفتاب جود و غفران ظاهر و هویدا. همه بندگان تو اند و به امید کرمت زنده اند. دست قدرت از جیب قوّت بر آر و این نفوس در گِل مانده را نجات ده. تویی مالک اراده و سلطان جود. لا اله الّا انت العزیز الوهّاب.» – از حضرت بهاءالله

«ای یزدان مهربان، جمیع بشر را از یک سلاله خلق فرمودی تا اعضای یک خاندان گردند و بندگان حضرت تو شوند در ظلّ سرادق فضلت مأوی بخشیدی و بر خوان نعمتت مجتمع کردی و از اشراقات انوار عنایتت منوّر ساختی. ای خدا، توئی مهربان توئی ملجأ و پناه و بخشندهء فیض حیات. تاج انسانی را زینت هر سری فرمودی و خلعت موهبت را زیور کلّ بشر تا غریق دریای رحمتت شوند. ای مولای مهربان، کلّ را متّحد فرما و مذاهب مختلفه را بیکدیگر الفت بخش جمیع ملل را ملّت واحده کن تا اجزاء یک خانمان شوند و روی زمین را یک وطن دانند و بنهایت اتّحاد الفت جویند. ای خدا، رایت وحدت عالم انسانی را بلند فرما و صلح اعظم را مستقرّ کن قلوب را بیکدیگر التیام ده. ای خدا، ای پدر مهربان، قلوبمان را از نفحات محبّتت شادمان کن و دیده‌ها را بنور هدایت روشن نما و گوشها را از نغمات جانپرور متلذّذ فرما و در صون عنایتت ملجأ و پناه بخش. انّک انت القوی القدیر یا ستّار العیوب و یا غافر الذّنوب» – از حضرت عبدالبهاء

«ای حی توانا، پناه گنهکاری و بخشنده و آمرزگار. ما غرق خطائیم و تو دریای عطا ما در ظلمات عصیانیم وتو آفتاب فضل و احسان. پروردگارا، نظر بقصور مفرما و بحسب لیاقت و عجز موفور ما معمول مدار ذلیلیم و علیل عزیز کن جلیل فرما درمان بخش دریاق اعظم عفو و غفران مبذول دار . آمرزگارا، بعصیان مگیر هر حیرانی را تو مجیری و دستگیر از عالم ناسوت بیزار نمودی در جهان ملکوت کامکار کن از حیز آفات رهانیدی بگلشن الطاف برسان. توئی بخشنده و دهنده و رهاننده و پاینده و مهربان. ع ع» – از حضرت عبدالبهاء

«ای خدای مهربان، شکر تو را که بیدار نمودی و هشیار کردی چشم بینا دادی و گوش شنوا احسان نمودی بملکوت خویش دلالت کردی و بسبیل خود هدایت فرمودی راه راست بنمودی و در سفینهء نجات درآوردی .

خدایا، مرا مستقیم بدار و ثابت و راسخ کن از امتحانات شدیده محفوظ بدار و در حصن حصین عهد و میثاقت مصون و مأمون فرما توئی توانا توئی بینا و توئی شنوا. ای خدای مهربان، دلی عطا کن که مانند زجاج بسراج محبّتت روشن باشد و فکری عطا کن که بفیض روحانی جهان را گلشن نماید توئی بخشنده و مهربان و توئی خداوند عظیم الاحسان» – از حضرت عبدالبهاء

——————————————————————————–

[1] بخش اعظم این نوشته برگرفته از کتاب « Bahá’u’lláh and the New Era » نوشتۀ ج. ای. اسلمنت است که توسط ع. بشير الهی، ه. رحيمی، و ف. سليمانی با نام «بهاءالله و عصر جدید» به فارسی ترجمه شده است.

[2] ترجمه. نقل از «بهاءالله و عصر جدید»، ص ١٠٤.

[3] ترجمه. نقل از «بهاءالله و عصر جدید»، ص ١٠٥.

[4] کتاب مستطاب ایقان. ص ١٢٨-١٢٦.

[5] خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد ١، ص ١٦٨.

[6] منتخباتی از آثار حضرت بهآءاللّه، ص ١٨٩. مضمون به فارسی: «بگو نفس تان را خالص کنید ای قوم، سپس آن را از توجه به غیر من پاک کنید، و به ذکر من هر چیزی پاک می شود اگر شما از عارفان باشید… ای عبد، آنچه را که از آثار الهی به تو رسید به ربوات و انفاس مقربان بخوان تا این که با آن نفس تو منجذب شود و از نغمات تو فؤاد همۀ خلائق منجذب شود. و هر کس آیات الهی را در خانه اش به تنهایی بخواند، قطعاً ملائکۀ منتشر کننده نفحه های آن را به همۀ جهات منتشر می کنند و با آن هر نفس سلیمی منقلب می شود.»

[7] نقل ترجمه از «بهاءالله و عصر جدید»، ص ١١٠.

[8] مضمون به فارسی: «تلاوت کنید آیات خدا را در هر صبح و شام. همانا کسی که تلاوت نکند به عهد الهی و میثاق او وفا نکرده و کسی که امروز از آن اعراض نماید، همانا از کسانی است که از خدا از ازل آزال اعراض نموده. ای بندگان من، همۀ شما تقوای الهی پیشه کنید. زیادی خواندن و اعمال در شب و روز شما را مغرور نکند! اگر فردی آیه ای از آیات را با روح و ریحان بخواند برای او بهتر از آن است که با کسالت صحیفه های خداوند مهیمن قیوم را تلاوت کند. آیات خدا را به قدری تلاوت کنید که شما را کسالت و احزان نگیرد. بر ارواح آنچه را که آنها را کسل و سنگین کند تحمیل نکنید، بلکه آنچه را که آنها را سبک می کند تا با بال های آیات به سوی مطلع بیّنات پرواز کنند. این نزدیک تر است به خدا اگر از عاقلانید.»

[9] لوح مبارک حضرت عبدالبهاء بافتخار يکی از احبّای غرب نقل از نسخهء خطّی، نقل از «بهاءالله و عصر جدید»، ص ١٠٨. مضمون به فارسی: «بدان که شأن ضعیف آن است که به سوی قوی تبتّل کند، و شایستۀ طالب فیض آن است که به سوی فیاض جلیل تضرع نماید. و چون با پروردگار خود مناجات کند و به او توجه نماید و از دریای او بهره گیرد، پس نفس این تضرّع نوری ست برای قلب او و جلایی ست برای چشم او و زندگی است برای روح او و والایی کینونت اوست. پس به این خاطر ملاحظه کن حینی که به سوی خداوند مناجات و تلاوت می کنی که «اسم تو شفای من است»، قلبت چطور به اهتزاز می آید و روحت از روح محبة الله چگونه روح و ریحان حاصل کند و فؤاد تو به چه سان به ملکوت الهی منجذب گردد. پس به این انجذابات وسعت و استعداد ازدیاد یابد. و چون ظرف بزرگ شود، آب افزایش یابد و وقتی تشنگی زیاد شود، فیض ابر در مذاق انسان شیرین شود. این است سرّ مناجات و حکمت طلب حاجات.»

[10] ترجمه. نقل از «بهاءالله و عصر جدید»، ص ١٠٩.

Source : ABN Bahá'í News

For more details, followed ABN Bahá'í News Facebook Page

https://www.facebook.com/ABN.BahaiWorldNews/

اكتب ايميلك هنا Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

To get a copy of this article or to contact the administration of the site .. Write to the editorial department on this email abnnews.net@outlook.com We are specialized in the field of journalism and media .. This site is one of the publications of an independent European media institution with dozens of versions of the media read and audio-visual .. We offer the news and the abstract truth, as a team working one aim to serve the human world, away from appearing and polishing. نحن متخصصون في المجال الصحفي والاعلامي .. وهذا الموقع هو أحد اصدارات مؤسسة اعلامية أوروبية مستقلة لها عشرات الاصدارات من وسائل الاعلام المقروءة والسمعية والبصرية .. ونقدم الخبر والحقيقة مجردة من الأهواء الشخصية كفريق عمل واحد هدفه خدمة العالم الانساني بعيدا عن الظهور والتلميع.

Be the first to comment

Leave a Reply